سلام عشق بی پایان مامان بابا
سلام عزیزم و تمام دوستای خوبم 
این مدت کلا خونه بودیم چون هواسرده و آیهانم اولین بار سرماخوردی
اونم چجورییییی از یه طرفم دندون
در میاوردی عزیزم که خیلی اذیت شدی فدات شم انقده تب داشتی
که نگو فرداش صبح بردیمت دکتر
که دوتام آمپول بهت زدن ولی خوب شدی دیگه خیلی گریه کردی
خودشم درست روز شنبه یلدا بود و شما
هم سرما خورده بودی 


شب یلدا شام رفتیم خونه خاله سپیده و عمو سمکو خیلی خوش
گذشت ولب تو اصلا حال نداشتی
تبتم پایین نمیومد عکس گرفتیم دوربین خاله است بعدا واست میذارم
این مدت با گوشیم انقده عکسای
خوشگل ازت گرفتم و فیلم ولی نمیدونم چرا پاک شدن

ولی خوبه با دوربینم عکس و فیلم میگرفتم

1دی عزیزم دو تا دندونت و دیدم
10 دی دیدم سه تا دیگم داری در میاری کلا تا حالا ادقده دندون داری
نفسم

از احوالات این مدت :
قشنگ مسواک میزنی حرف هنوز نمیزنی ولی با اشاره همه چیو
میفهمونیاگه مسواک بخوای دستت
و توی دهنت میکنی میچرخونی با اشارم نشون میدی
اگه ادکلن و اسپری بخوای تن تن دماغتو میکشی با اشارم نشون
میدی
همیشه یه کاغذ بر میداری با یه خودکار دراز میکشی درس مینویسی
یواشم یه چیزایی میگی
اگه دستمالم بخوای تن تن دماغتو میکشی میری دستمال بر میداری
رو دماغت میگیری
جدیدا هر چی ببینی به به میگی بخصوص چیزای کارتونی
وقتی با ماشین یا موتور بازی میکنی صداشم در میاری
یا وقتی بخوام واست غدا بدم مثل من صدا در میاری
شونه بخوای سرت به موهات میکشی قشنگم شونه میکنی بعضی
وقتها موهای منم شونه میکن
عکسارم دفعه بعد واست میذارم












سلام عشق بی پایان مامان بابا
